X
تبلیغات
رایتل

۞  به هرچه بیندیشید وستعش میدهید پس به آنچه دلخواه شماست بیندیشید   ۞

آخرین مطالب
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟» پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟ هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌برای چه می خندی؟ نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود. مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود. مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: «‌رفتار آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست...

نه سفیدی بیانگر زیبایی است.. و نه سیاهی نشانه زشتی.شرافت انسان به اخلاقش هست...



__________ Yes I Can ____________
[ پنج‌شنبه 11 دی 1393 ] [ 20:16 ] [ Ehsan ]
درباره وبلاگ

:: تمام دنیا رو که بگردی دنبال تکیه‏ گاهن، هیچ تکیه‏ گاهی محکم‌تر از خودت نمیبینی شک نکن :: درود به بازدیدکنندگان گرامی؛ در این وبلاگ سعی شده مقالات مفید راجع به موفقیت|راز|قانون جاذبه|بورس و ... جمع ‏آوری شود + نوشته های خودم آرزومند موفقیت‌های شما سرفراز باشید.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 97409